وبسایت تنهای ایران
امیدواریم درحین استفاده از این سایت/فروم/انجمن به مشکل بر نخورید.


به انجمن تنها خوش آمدید.

روی ثبت نام کلیک کن.


تالار بین المللی
 
HomeHome  CalendarCalendar  FAQFAQ  SearchSearch  MemberlistMemberlist  UsergroupsUsergroups  RegisterRegister  Log inLog in  
به شبکه و انجمن ما خوش آمدی پس چرا عضو نمیشی؟
لطفا فارسی تایپ کنید..
اگر شما در حال مشاهده انجمن بصورت میهمان هستید . برای شرکت در بحث ها ، ارتباط با سایر کاربران و استفاده از تمامی امکانات باید عضو شوید
بعد از عضویت می توانید از قسمت (مشخصات فردی) که در قسمت بالای سایت وجود دارد ، پروفایل خود را ویرایش و آواتار مورد علاقه خود را قرار دهید. ومشخصات خود را کامل کنید
عضو بشید و مطلب بذارید و دیگران را راهنمایی کنید و در پست ها شرکت کنید. ممنون میشم
زود باش مطلب بذار دیگه ، منتظر چی هسستی گلم؟
Log in
Username:
Password:
Log in automatically: 
:: I forgot my password
صفحات سایت
 Portal
 صفحه اصلي
 ليست اعضا
  • چت روم سایت
  •  مشخصات فردي
     پرسشهاي متداول
     جستجو
  • چت روم سایت
  • دوستان uptodate
    لوگوی آپ تو دیت HTTP://finance.team-talk.net

    تبادل لینک

    - تبادل لینک
    ورود به چت روم
    چت روم دلساز
    free hit counter
  • ورود به چت روم سایت
  • چت روم آپ تو دیت

    -
    که پیش چشم تو همه ی خاطراتمونو یه جا پر پر کنم
    Search
     
     

    Display results as :
     
    Rechercher Advanced Search
    Who is online?
    In total there is 1 user online :: 0 Registered, 0 Hidden and 1 Guest :: 1 Bot

    None

    Most users ever online was 31 on 14/2/2012, 2:34 am
    Statistics
    We have 8 registered users
    The newest registered user is minoo_2n

    Our users have posted a total of 322 messages in 98 subjects
    Affiliates
    free forum

    oxinads.com
    شمارنده بازدیدکنندگان سایت
    Top posters
    Admin
     
    hamidreza
     
    ashk.shoq
     
    npozhi
     
    delsaz28
     
    sefid
     
    fantasy.pansy
     

     

     داستان عاشقانه بسیار زیبا و غمگین

    View previous topic View next topic Go down 
    AuthorMessage
    Admin
    Admin
    avatar

    تعداد پستها : 294
    تاريخ التسجيل : 2009-08-18
    العمر : 28

    PostSubject: داستان عاشقانه بسیار زیبا و غمگین   16/6/2010, 3:30 am


    دخترک شانزده ساله بود که برای اولین
    بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس
    بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از
    اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس
    خوشبختی می کرد.
    در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم
    می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ
    کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد
    و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می
    گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

    دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
    در
    ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی
    بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست
    پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به
    شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین
    بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
    روزها می گذشت و او زندگی
    رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست
    های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها
    در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند،
    پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
    دختر
    بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر
    در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر
    مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
    دختر
    در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا
    کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی
    را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را
    دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم
    دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
    زندگی ادامه داشت. دختر
    دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب
    قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می
    کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

    ده
    سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه
    شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را
    آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی،
    پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام
    پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما
    دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
    زن
    پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این
    سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد
    و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر
    همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
    پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
    چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
    مدتی
    بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک
    ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش،
    پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن
    را برای من نگهدارید؟
    پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.

    مرد
    هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک
    ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره
    چیست؟
    مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این
    را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.
    پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
    پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟
    کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود::
    معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد .
    Back to top Go down
    View user profile http://world.lolforum.net
     

    داستان عاشقانه بسیار زیبا و غمگین

    View previous topic View next topic Back to top 
    Page 1 of 1

    Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
    وبسایت تنهای ایران :: سرگرمی و اوقات فراغت :: یادداشت-